| قصه پیر خار کن (قصیده مشکل گشا) |
| ساعت ٩:۳٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٦ |
|
الهه جان قصیده پیر خار کن رو برات ایمیل کردم . امیدوارم به دستت برسه . لطفا اگر دریافت کردی منو بی خبر نگذار
خدا مامان خوب و مهربونت را رحمت کنه - حکیم باشی
دوستان عزیزم . راستش کلی ایده برای نوشتن دارم اما اکثرا ناتمام مانده . دلم می خواد نوشته هام مال خودم باشه و از کسی کپی نکنم به این خاطره که نوشتن برام کمی سخت شده اما خواهم نوشت . از اینکه منو فراموش نکردین ممنون
قاصدک منم دل تنگم اما اتفاقی بود که دیر یا زود باید می افتاد . ببخش اگه ناراحتت کردم
کلمات کلیدی: خاطره
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : بار خدایا می روم ؛ شاید که راه به تو ختم نشود ، اما بدان که هدفم از این سفر توئی پروفایل مدیر : دکتر فرزاد |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|

